AMANATAZARBAIJAN.com

تراکم بحران‌ها از روز اول پيش پاي رئيس جمهوري


تراکم بحران‌ها از روز اول پيش پاي رئيس جمهوري

گروه تحليل: يک سال پيش بود که تمامي آرزوهاي تندروها براي خالص‌سازي بيشتر قدرت بر باد رفت و حتي با مشارکت حداقلي مردم نيز نتوانستند اين خواب خود را تعبير کنند. حتي هنگامي که فقط بخشي از مردم به ميدان آمدند، توانستند تا اين خطر بزرگ را از ايران دور کنند.



کافي بود شرايطي فراهم شود که مردم مثل 1396 مي‌آمدند. در اين صورت، قدرتي که از خود و در برابر دشمن و بيگانه نشان مي‌دادند، مضاعف مي‌شد. اگر آن انتخابات مطابق ميل تندروهاي مخالف ايران رقم خورده بود، شايد امروز به سختي مي‌توانستيم از يکپارچگي ملي سخن بگوييم. چون بخش اعظم مردم در وضعيت بيگانگي با دولت قرار مي‌گرفتند و تبعات سنگيني را بر جامعه وارد مي‌شد.
بنابر روايت هم ميهن، آقاي پزشکيان انتخاب شد؛ ولي آيا توانست که ايران را از مسير پرتلاطم و خطير کنوني نجات دهد؟ آنچه که در عمل مي‌بينيم، پاسخ منفي است. مجموعه ناترازي‌هاي گوناگون کشور جز در دو مورد در ساير زمينه‌ها اگر کمتر نشده، بيشتر هم شده است. آن دو موردي هم که تا حدي تعديل شده، در حوزه‌هاي سياست داخلي و اجتماعي است؛ حد تعديل هم بسيار کمتر از انتظارات جامعه است.
ترديدي نيست که اين ناترازي‌ها ريشه اصلي تجاوز نظامي به کشور بود و همچنان هم هست. آقاي پزشکيان به‌درستي شعار وفاق را انتخاب کرد. ولي اين شعار با دو مشکل مهم مواجه بود.
اول اينکه، تندروهاي مخاطب وفاق مطلقاً به اين شعار تن ندادند و نمي‌دهند، چون درست يا نادرست خود را بازنده آن مي‌دانند. دومين مشکل اين بود که فرصت زيادي براي به نتيجه رسيدن اين شعار نبود. هر روز مسئله‌اي درست مي‌شد که مردم را نسبت به آينده نااميدتر مي‌کرد. ترکيب دو واقعيت کمبود زمان و تن ندادن تندروها به شعار وفاق، موجب منتفي شدن انجام اصلاحات و در نتيجه عدم تحقق نيازها و مطالبات مردم شد.
بدتر اينکه تراکم بحران‌ها که از روز مراسم تحليف با ترور هنيه آغاز شد، سلسله‌وار تا تجاوز نظامي اخير ادامه يافته است. راه حل اين بحران در گرو تدوين يک برنامه جامع که محصول نگاه کارشناسان و نخبگان باشد، در دو حوزه داخلي و خارجي و با جلب نظر و موافقت مقام رهبري بود و هم‌چنان هم همين راه در دسترس است.
بدون چنين برنامه‌اي هر گونه اقدامات جزيي و ‌موردي، آب در هاون کوبيدن است. هيچ اقدام اساسي بدون تحول در اين دو حوزه معنادار و اثرگذار نخواهد بود. راه‌حل در انجام شعارها و وعده‌هاي آقاي پزشکيان است. ايشان به‌صراحت گفت، بايد کاري کرد تا آناني که از انتخابات قهر کرده بودند به ميدان برگردند.اين، يعني بازگشت به مردم، وفاق را بايد به اين گروه نيز تعميم داد. درحالي‌که پروژه وفاق هنوز اندر خم وفاق با تندروها مانده‌ است. ايشان بارها گفتند که فصل‌الخطاب امور، ارجاع به نظر کارشناسان و مديران شايسته است. متأسفانه هيچ اقدامي درباره مصوبه‌اي که ضد اين شعار بود، نشد و هنوز هم در بر همان پاشنه مي‌چرخد و ناکارآمدي و فساد محصول اين‌گونه مصوبات ايجادکننده رانت مديريتي است.
آقاي پزشکيان در حوزه خارجي مواضع روشني داشت و بارها هم آنها را اعلام کرد؛ اما دريغ از اقدامي موثر. در حوزه رسانه ناترازي کشور به جايي رسيد که امنيت کشور را در عمل زايل کرد و هيچ اقدامي نشد. حتماً آن جمله پيرمرد طبسي به وزير وقت کشاورزي را به ياد داريد که گفت: »خودتان مي‌دانيد و مملکت‌تان«.
اين جمله از بدترين شعارها هم تندتر است. يعني روزي خواهد رسيد که مردم مملکت را مال خود ندانند. بنابراين، کاري نکنيم که ديگران و نخبگان نيز به چنين مرحله‌اي برسند. متأسفانه اکنون همه در انفعال هستيم. نمي‌دانيم برنامه و سياست چيست؟ چه تصويري بايد يا مي‌توانيم از آينده داشته باشيم؟
به گزارش امانت به نقل از خبرآنلاين،راهي هم به دهي نيست. به‌طور قطع، مردم با ادامه سياست‌هايي که منتهي به وضع کنوني شده همراهي نخواهند کرد. ولي مشکل اصلي، فقدان سياست‌هاي جديد است. زمان زيادي در اختيار نداريم. به‌جاي سفرهاي خارجي لازم است براي رسيدن به سياست‌هاي کارآمد و جديد کوشش کنيم.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/04/16 02:18 ب.ظ | دفعات بازدید: 3006 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot